همان شب
پخش آنلاین همین آهنگ
۰:۰۰ / ۰:۰۰
متن آهنگ
همان شب
همان شب که آدم سرشک غمش را
به طوفانی از گریه ها بخشید
به دریا سپارد همه شکوه هایش
چو مستی که بیمی ، غزل نوشید
به رسم گذشتن ز عطر حضورت
که یک پینه شد داغ آن رویا
همان شب که رفتی, نمانده به جز
رد شکل عبور از تن ِدریا
تصویرت را
شکل چشمت را
عطر مستت را
پر کن از خالی قاب عکست را
حالا که رها از تنم شده ای
قلب خونم را بی بدن بگذار
سرنوشت تاری محزون
نغمه خوانی بی مهمان است
بارشی از ابر اندوه
اشک و آتش در عصیان است
تصویرت را
شکل چشمت را
عطر مستت را
پر کن از خالی قاب عکست را
همان شب که آدم سرشک غمش را
به طوفانی از گریه ها بخشید
به دریا سپارد همه شکوه هایش
چو مستی که بیمی ، غزل نوشید
به رسم گذشتن ز عطر حضورت
که یک پینه شد داغ آن رویا
همان شب که رفتی, نمانده به جز
رد شکل عبور از تن ِدریا
تصویرت را
شکل چشمت را
عطر مستت را
پر کن از خالی قاب عکست را
حالا که رها از تنم شده ای
قلب خونم را بی بدن بگذار
سرنوشت تاری محزون
نغمه خوانی بی مهمان است
بارشی از ابر اندوه
اشک و آتش در عصیان است
تصویرت را
شکل چشمت را
عطر مستت را
پر کن از خالی قاب عکست را